محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1412
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مردمى را كه در راه به آنها برمىخورى سامان بده و برويد تا در يمن و حضرموت به مهاجرين ابى اميه برسيد . و هم ابو بكر به شرحبيل نامه نوشت كه همانجا بماند تا نامهء ديگر به دو رسد ، و چند روز پيش از آنكه خالد را سوى يمامه فرستد به شرحبيل نوشت كه وقتى خالد بيامد و ان شاء الله از كار آنجا فراغت يافتيد ، سوى قضاعه رو و همراه با عمرو بن عاص ، با مخالفان و مرتدان آنجا بجنگيد . وقتى خالد از بطاح پيش ابو بكر آمد و ابو بكر عذر او را بشنيد و پذيرفت و از او خشنود شد ، وى را سوى مسيلمه فرستاد و گفت تا همه كسان با او بروند . سالار انصار ثابت بن قيس و براء بن فلان بودند و سالار مهاجران ابو حذيفه و زيد بودند و هر يك از قبايل ديگر سالارى جدا داشت ، خالد با شتاب پيش سپاهيان خود كه در بطاح مقيم بودند برگشت و منتظر سپاهيان مدينه شد كه چون بيامدند سوى يمامه حركت كرد ، در آن هنگام مردم بنى حنيفه جمعى انبوه بودند . ابو عمرو بن علاء گويد : در آن هنگام مردم بنى حنيفه كه در دهكده ها و صحرا مقيم بودند چهل هزار مرد جنگى داشتند و چون خالد نزديك آنها رسيد اسبابى را كه متعلق به عقه و هذيل و زياد بود فرو گرفت ، و اينان چيزى از مسيلمه گرفته و آنجا مانده بودند كه سجاح را به وى ملحق كند و خالد به قبايل بنى تميم نوشت كه آنها را براندند و از جزيرة العرب بيرون كردند . و چنان شد كه شرحبيل بن حسنه عجله كرد چنان كه عكرمة بن ابى جهل از پيش كرده بود و پيش از آنكه خالد برسد با مسيلمه جنگ انداخت و شكسته شد و از عرصه بدر شد و چون خالد به دو رسيد ملامتش كرد . خالد اين اسبان را كه صاحبان آن در اطراف يمامه بودند فرو گرفته بود از آن رو بيم داشت از پشت سر به دو حمله برند . جابر بن فلان گويد : ابو بكر سليط را به كمك خالد فرستاد تا عقبدار او باشد